قسم...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 20:25
دلم گرفته، به دلتنگیِ شبانه قسمبه گیسوان سیاه تو روی شانه قسم …تو بهترین غزل عاشقانه را با چشم،سروده ای، به غزل های عاشقانه قسمدرخت های کهنسال با رسیدن توجوان شدند، به شادابی جوانه قسمخلاف عامه ى مردم به عشق پابندمبه سنگ های شکیبای رودخانه قسم …فدائیان غم عشق و کشتگان فراقنمرده اند! به غم های جاودان...
زندگی، زندگی باشد...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 20:25
چه می شود اگر زندگی، زندگی باشدما آسان باشیمآسمان، وسیعآوازها، عجیباصلا نگران نگفتن نباشیمبرویم پشت سرمان راتا هفت پشت هرچه بی خیال نگاه نکنیمخیال کنیم رفته ایم، خل شده ایم داریم خیره به خواب خودمانخواب خودمان را می بینیم...
راهی برای بی خیالی در پاییز نیست...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 20:25
راهی برای بی خیالی در پاییز نیستوقتی عشق را از سینه ام کنده اندو جایی برایگذاشتن مرهم نگذاشته اندکه بتوانم برای ادامه زندگیدوست داشتن را امتحان کنمدر پاییز مدام یادی از خاطره ای بر زمین می افتدو مجال
باید شجاع بشم ...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 20:25
ترس از تغییر،ترس از خطر کردن،ترس از مسخره شدن،ترس از اینکه دیگران فکر کنند هدفها و رویاهای تو اشتباه است ..همه اینها دشمنان تغییر و دگرگونی و رسیدن به هدفها هستند ..ولی حتی دشمنان هم دشمنانی دارند ؛ دشمن ترس، شجاعت است.شجاعت نداشتن ترس نیست؛شجاعت یعنی اینکه با وجودِ داشتن ترس، دست به عمل بزنی ..پ.ن:...
خواب خودمان را می بینیم...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:27
چه می شود اگر زندگی، زندگی باشدما آسان باشیمآسمان، وسیعآوازها، عجیباصلا نگران نگفتن نباشیمبرویم پشت سرمان راتا هفت پشت هرچه بی خیال نگاه نکنیمخیال کنیم رفته ایم، خل شده ایم داریم خیره به خواب خودمان,خواب خودمان, را می بینیم,...
باران یعنی قرارهای خیس...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:27
مثلامن باشمتوباشیو پاییزی که بی وقفه می بارد...می بارد وعاشقانه هایمان رابهانه میکندکه زیریک چترهمنشین باران, شویمباران, یعنی قرارهای, خیسیعنی تو برمیگردیمهدیه_سادات
زرد و نارنجیا ، این نارنگیا ...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:27
دلبر جان گوش به این حرفا نده !زرد و نارنجیا, ، این نارنگیا, ...اینا بهانست !پاییز قشنگیش به بودن توستحالا هی جهانِ رنگ معرفی کند پاییز..نه ! فایده ندارد ...تو نباشی همین پاییزی که میگویند پادشاه فصل هاس
تو نباید دعای من باشی...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:27
صبرکن این تمام حرفم نیست...تو نباید, دعای من باشی...از خدا خواستم موافق بود...می توانی خدای من باشی...
من «وارث تمام نبودن های توام»...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:27
من «وارث, تمام نبودن, های توام»,جایی در پستوی تنهایی امنشسته ام و بر روی دیوار قلبمچوب خط روزهای دوری ات را میکشمو مشتاقانه به امید آن هستمکه آب در دست بیایی وتمام این نقش های بدشکل نبودت رااز قلبم پاک کنی....
دیوانه ام...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:27
دیوانه, امیا شاید هم عاشقکه از فاصله ها رنج میبرمزخم می خورم...اما باز هم در انتظارِ تو نشسته ام...تو در تشویشِ انتظارهای منچقدر زیبا شده ای...علیرضا_اسفندیاریپ.ن: کاش بیاید آن که باید...
نفسم ...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:27
نفسم بند نفسهای کسی هست که نیستبی گمان در دل من جای کسی هست که نیستغرق رویای خودش پشت همین پنجره هاشاعری محو تماشای کسی هست که نیستدر خیالم وسط شعر کسی هست که هستشعر آبستن رویای کسی هست که نیستکوچه در کوچه به دستان تو عادت میکردشهری از خاطره منهای کسی هست که نیستمثل هر روز نشستم سر میزی که فقطخستگی ...
تو که بسیار دوری...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:27
همیشه چیزهایی که نداشتهام رابیشتر دوست داشتهامهمچون تو که بسیار, دوریکه بسیار, ندارمتپابلو نرودابرگردان: بابک زمانی
من دچارم...
-
تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 16:27
چاره ندارم ،من دچارم, به صدای تو،به نگاه تو ،من هنوز ایمان دارمبه معجزه دست های تو...!
کجا...؟! کجا را دارم٫ کجا بروم؟
-
تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 11:54
گاهی آنقدر بدم می آیدکه حس میکنم باید رفتباید از این جماعت پُرگو گریختواقعا می گویمگاهی دلم می خواهد بگریزم از اینجاحتی از اسمم، از اشاره، از حروف،ازاین جهانِ بی جهت که میا،که مگو،که مپرس!گاهی دلم می
به پایان می رسد روزی...
-
تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 11:54
به پایان می رسد روزی تمام این سردرگمی ها !تمام این رفتنهای گاه و بیگاهتمام این دل شکستگی هاباور کنسرانجام روزیکسی می آید ،کسی که تمام تو را می فهمد ..کسی که هیچوقت نمی رود!سینا_آرین
دوست داشتن...
-
تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 11:54
دوست داشتن چیزی شبیهبه گم شدنهتوی یه آدمِ دیگه! حالا هرچیکسی رو بیشتر دوست داشته باشیعمیقتر گم میشی! یه جاهایی دیگهنمیدونی برای خودت داریزندگی میکنی یا برای اون
جز به جز ...
-
تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 11:54
من جز به جز رخسار تو را از برم؛از چین وشکن گوشه ی چشمانت هنگام شکفتن لبانتتا شمار محاسن صورت دلربایت...من آیه به آیه ی نجوای نگاهت را می خوانم؛چون زمانی که می خواهی غم چشمانت را در سیاه چاله ی گونه ات مدفون کنی...یا زمانی که چشمان سرکشت فریاد می زنند،دوستت دارم هایی که لبان سرخت تحت فشار غرور مردانه...
به خدا می سپارم...
-
تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 11:54
دلم را آرزوهایمراآینده ام رازندگیم رابه خدا می سپارمیوسف را از عمق چاه به اوج پادشاهی رساند...امیدم تنها به معجزه اوست...
تو نيستی
-
تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 11:54
تو نيستیاما من برايت چای میريزمديروز همنبودی كه برايت بليت سينما گرفتمدوست داری بخنددوست داری گريه كنديگر چه فرق میكندباشی يا نباشیمن با تو زندگی میكنم
تو را ساده دوست دارم...
-
تاریخ: 1398/4/6 ساعت: 11:54
تو را ساده دوست دارمآسان و بی هیاهو ..تو را اندازهانگشتانی که هنوزکودکانه وقتِ شمردن کم می آورم دوست دارم ...