به شب که مرا با تو آشنا کرده توسل میجویم باشد که مرا بشنود باشد که در تمام طول بیداری با من باشد آه ای شب نزدیک روح مرا بگیر و برایش ببر به او بگو این اشتهای آن دو چشم است برای دیدن رویای تو که از آتش و لهیب حکایت میکند تو که خود زیباترین کلمات و شبهایی
کیستی تو؟ امان از سستی واژگانم امان از ناتوانیام امان از برباد رفتنم در تو کیستی تو؟ جهان هستی و هیچ جهانی چون تو نیست آسمان هستی و باران و شمیم تو آن صدای شب زندهداری صدای چکیدن دانههای باران زمستان
برچسب:
نویسنده: رها شمس
تاريخ: پنجشنبه
18 ارديبهشت
1399 ساعت: 5:20